( و قيل لا علم له بذاته * و قيل لا يعلم معلولاته )
الى آخر ابياته براى اينست كه علم را زائد بر ذات ميدانند و صفت زائده ميگويند و عارض بر ذات يا مسئله علت و معلول كه علت علم بمعلول ندارد يا مزخرفات ديگر لكن بعد از آنكه ثابت شد كه ذات اقدس حق صرف الوجود و محض الوجود و بحث الوجود غير متناهى عدّة و شدّة و مدة البته بوحدته جميع مراتب وجود را دارا است و علم و قدرت و حيات و عظمت و كبريايى و ساير صفات ذاتيه از مراتب وجود است و همين نحو كه ذات غير متناهى است اين مراتب هم غير متناهيست محدود نيست علم ، قدرت ، حيات و غير اينها و تعبير بكل شيئى يا بما فى الضمير و نحوها از ضيق عبارت است و اللَّه العالم .
[ سوره الرعد ( 13 ) : آيه 11 ]
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ ( 11 )
از براى انسان پيش آمد و وارداتى است از بليات و تصادفات چه از جلو روى او و چه از عقب سر او و خداوند ملائكه حفظه براى هر فرد معين فرموده كه او را حفظ كنند بامر و اجازه حضرت حق محققا خداوند تغيير نميدهد نعمتها و تفضلات خود را به هيچ قومى مادامى كه آنها تغيير ندهند و چون تغيير دادند آنچه به خود آنها است خداوند هم تغيير ميدهد و زمانى كه اراده فرمود براى آنها بلاء سويى پس احدى نيست كه بتواند جلوگيرى كند و نيست از براى آنها ناصر و حافظ و معينى .
در دنيا بلاهاى گوناگون دارد كه فرمودند درباره دنيا
دار بالبلاء محفوفة