قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا
منّتهاى الهى بر يوسف بسيار است : نجات از چاه و حبس و غلامى و رساندن آن بمقام سلطنت مصر و بر برادرش كه بچه وسيله كه احدى مطلع نشود بوصال برادرش نائل شود .
إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ
از معاصى الهيه و يصبر بر بليات وارده فان اللَّه پس محققا خداوند منان اجر متقين و صابرين را لا يضيع ضايع از بين بردن است اجر المحسنين كه داراى صفت صبر و تقوى باشند .
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 91 ]
قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ ( 91 )
گفتند برادران پس از شناختن يوسف به خدا قسم هر آينه محققا برگزيد خداوند بر ما تو را و اگر چه بوديم ما از خطاكاران و زيان كاران .
قالُوا تَاللَّهِ
يكى از صيغ قسم است باللّه و اللّه تاللّه و قسم دو قسم است يك قسم بر ايجاد فعلى يا ترك آن مثل نذر و عهد كه آن فعل واجب مىشود يا حرام و بر مخالفتش كفاره دارد تحرير رقبه يا اطعام عشرة مساكين يا كسوه آنها و با عدم تمكن سه روز صيام . و قسم ديگر بر وقوع فعلى يا لا وقوع مثل قسمى كه در باب ترافع منكر قسم ياد كند بر بطلان دعواى مدّعى يا مدعى پس از ردّ منكر قسم ياد كند بر اثبات دعوى مثل قسمهايى كه در قرآن مجيد باد فرموده
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ
حجر آيه 92 و 93 و بسيار ديگر و اين قسم از اين باب است .
لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا
اثر در اينجا بمعنى فضل است يعنى فضيلت داد خداوند تو را بر ما اولاد يعقوب و تفضيل الهى هم از جهت ظاهرى بمقام سلطنت و مالكيت يوسف بود كه گفتند تمام اهالى مصر رجالا و نساء خود را فروختند بيوسف براى اخذ طعام بعد از آنى كه تمام اموال از منقول و غير منقول را داده