تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
خبر داشته باشند و اين بحث طولانيست فعلا موقعيت ندارد .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 82 ]

وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها وَ الْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها وَ إِنَّا لَصادِقُونَ ( 82 ) و بپرس از اهل مصر كه مشاهد اين قضيه بودند و فعلا آمده‌اند مدين و قافله كه با ما بودند كه براى خريد طعام و تجارت آمدند مصر و فعلا مراجعت كردند از همسايگان و ساير اهل قافله و محققا ما راست گويانيم .
وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ
پس از اينكه از مصر آمدند پسران يعقوب و بارهاى طعام را باز كردند و مشرف شدند خدمت يعقوب و شرح قضايا را حضورش عرض كردند و براى رفع تهمت از خود كه حضرت يعقوب به آنها بد گمان بود نظر به اينكه درباره يوسف كذب آنها را ميدانست كه گفتند گرگ او را خورد و ميدانست كه يوسف زنده است چنانچه در آيات قبل اشاره شد در اين مورد هم بدگمان بود كه اينها گفتند ابن يامين سرقت كرد و آنچه مشاهده كرده بودند براى پدرشان ذكر كردند براى رفع تهمت از خود و اثبات صدق خود دو دليل اقامه كردند يكى سؤال از قريه يعنى از اهل قريه و مراد شهر مصر است و مكرر گفتيم كه در قرآن مجيد اطلاق قريه بر شهرستانهاى بزرگ شده و حضرت يعقوب كه در شهر مصر نبود كه از آنها سؤال كند مراد كسانى از مصر آمده بودند همراه قافله براى تجارت و مقاصد شخصيه خود ممكن بود آنها را حاضر كنند نزد يعقوب و شهادت دهند .
الَّتِي كُنَّا فِيها
كه همان شهر مصر باشد كه آنها در آن شهر بودند ،
وَ الْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها
مراد همسايگان و آشنايان و قافله كه پسران يعقوب در آن قافله بودند از آنها هم سؤال كنيد كه آنها هم حاضر بودند و قضايا را مشاهده كردند و مطلع هستند يعنى اين مطلب نظير قضيه يوسف نيست كه ما