تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
پس خدمت پدرتان برسيد
فَقُولُوا يا أَبانا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ
و چون احتمال سرقت در ابن يامين بسيار بعيد است و حضرت يعقوب تصديق نميكرد گفتند
وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا
نظر به اينكه ملك بسيار بما محبت كرد و احترام گذاشت و ضيافت كرد و مخصوصا با ابن يامين هم خوراك شد ما هم بعيد ميدانيم لذا ما شهادت نميدهيم الا به آنچه مشاهده كرديم كه صواع ملك را از حمل ابن يامين بيرون آوردند بعد از آنى كه تمام ما و قافله كه با ما بودند تفتيش كردند و آخر كار حمل او را باز كردند و استخراج كردند .
وَ ما كُنَّا لِلْغَيْبِ حافِظِينَ
زيرا احتمال ميرود كه اين يك بهانه و تمهيدى باشد كه او را نگاه دارند يا خود ابن يامين ميخواسته نزد ملك بماند يا ملك ميخواسته او را نگاه دارد سر مطلب معلوم نيست . تنبيه - از اين جمله استفاده مىشود كه كليه امور يك ظاهرى دارد كه مشاهده عموم است و ما هم مكلف به همان ظاهر هستيم و يك باطنى دارد كه بر عموم مخفى است مثلا اشخاصى كه شهادتين ميگويند ما مأموريم حكم اسلام بر آنها بار كنيم و لو باطنا منافق باشند تا مادامى كه نفاق آنها ظاهر نشود اشخاصى كه ظاهر الصلاح هستند معامله عدالت كنيم و لو باطنا فاسق باشند قرآن مجيد ظواهرش حجت است و لو بواطن آن مخفى و تأويل و تفسيرش برأى جايز نيست مگر از اهل بيت عصمت و طهارت برسد افعال الهى هم داراى دو جنبه است بسا ظاهرش نعمت است مثل دولت و ثروت و عزّت و رياست و بطور كلى اقبال دنيا و در باطن عين عقوبت و بلاء است و بسا بر عكس فقر ، ذلّت ، مرض ، صورت ظاهرش بلا است و در باطن عين تفضل و عنايت است و علام الغيوب از ظاهر و باطن هر چيزى مطلع است و كسانى كه از جانب او افاضه علم غيب به آنها شده باشد و افعال ائمه عليهم السّلام از اين باب است آنها مأمور به ظاهر هستند نه به باطن و لو اينكه از باطن