تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
دو آية بود يكى القاء عصاء و يكى بيرون كردن دست از جيب مثل خورشيد درخشندگى داشت .
فَاسْتَكْبَرُوا
كبر بزرگى است ، تكبر بزرگى كردن است ، استكبار بزرگى به خود بستن است
وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ
چه جرمى بالاتر از اينكه بگويد
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
نازعات آيه 24 ، و او را بخدايى پرستش كنند و ظلمهايى كه ببنى اسرائيل روا داشتند بغلام و كنيزى بگيرند و بچه‌هاى آنها را بقتل رسانند
قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ
اعراف آيه 124 ،

[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 76 ]

فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبِينٌ ( 76 ) پس چون كه آمد آنها را حق ثابت از نزد ما گفتند محققا اين هر آينه سحر آشكارى است .
فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ
حق همان آيات الهيه و معجزات صادره از حضرت موسى مثل عصاء و يد بيضاء است ، و اطلاق حق بمعنى ثابت و محقق است در مقابل سحر كه باطل و تمويه است و حقيقت ندارد . من عندنا مكرر گفته شده كه معجزه فعل خدا است و از قدرت بشر خارج است حتى از قدرت خود انبياء مثلا حضرت موسى دائما عصاء در يد او بود و مكرر ميانداخت و برميداشت لكن در مقام دعوت انداخت خداوند آن را ثعبان فرمود و مكرر دست خود را در جيب ميكرد و بيرون ميآورد ولى در اين مقام مثل خورشيد بقدرت الهى ميدرخشيد و از اين جهت گفتيم معجزه ملعبه ناس نيست كه هر كه هر چه بگويد بايد پيغمبر انجام دهد ، درب را ديوار كن ، خر را گاو كن ، انار را منار كن ، آسمان را زمين كن بلكه به مقدارى كه حجت تمام شود و راه عذر بسته شود كافى است .
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 433 | السيد عبد الحسين الطيب