لكن اين معنى خلاف نصّ قرآن است زيرا راجع بما قبل موسى اقوام انبياء بوده بقرينه آيه بعد ثمّ بعثنا موسى الاية ، بعلاوه اخبار طينت هم سند ندارد و هم بايد توجيه كرد مثلا در علم الهى كى ايمان ميآورد و كى نميآورد يا مقتضيات و اسبابيست نه بنحو علّت تامه كه با اختيار و تكليف منافات داشته باشد يا وجود ديگرى و اللَّه العالم . و ممكن است گفته شود نظر ائمه عليهم السلام تشبيه حال اينها است به حال آنها .
كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ
طبع عبارت از قساوت قلب و سياهى دل و شقاوت و هواى نفس و حبّ دنيا كه تمام اينها اسباب عدم ايمان است لكن بنحو اقتضاء نه علت تامه كه سلب اختيار كند و مانع از تكليف باشد چنانچه در اوائل سوره بقره در آيه 6
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ
در مجلد اول مفصلا بيان كرديم ، و مراد از معتدين كسانى هستند كه تعدى و تجاوز و زيادهروى در طغيان و ظلم ميكنند كه اشدّ كفار هستند .
[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 75 ]
ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى وَ هارُونَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِ بِآياتِنا فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ ( 75 )
پس از آن رسل فرستاديم از بعد آنها موسى و هارون را بسوى فرعون و جمعيت آن بآيات ما مثل عصاء و يد بيضاء پس آنها تكبر ورزيدند و بودند قوم گنهكار
ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ
بعد از انبياء و رسل يا بعد از قوم آنها كه آخرين آنها شعيب و اهل مدين بودند موسى و هارون كه هارون تابع موسى و وزير او بود
إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ
ملاء جمعيت دربارى و امراء كشورى و لشگرى فرعون بودند كه رئيس آنها هامان بود نخستوزير فرعون و خبيثتر از فرعون ( لع ) بود بآياتنا كه در آيه دارد فى تسع آيات نمل آيه 12 ، و لكن عمده و اول بعثت