تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
را هدايت فرمود به راه حق و صراط مستقيم چگونه ممكن است انبياء دست از رسالت بردارند و مؤمنين به راه باطل مشى كنند كه مفاد
بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها
است كه خداوند از تيه ضلالت آنها را نجات داده و بشاه راه حق و حقيقت هدايت فرموده مطلب سوم - جمله
وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّنا
مفسرين نظر به اينكه خداوند نميخواهد از احدى كفر و شرك و ضلالت را در اين جمله وجوهى گفتند و در دست و پا افتادند ، بعضى گفتند مراد دخول كفار است در ايمان كه تمام يك ملت شوند و اين با جمله و ما يكون لنا كمال مباينت را دارد بعضى گفتند مراد شريعت است و احكامى كه قابل نسخ و تغيير است نه امور اعتقاديه بعضى گفتند تعليق بر محال است مثل
حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ
اعراف آيه 38 بعضى گفتند مراد تسلط شما است كه ما را مكرها هم مسلك خود كنيد بعضى گفتند مرجع ضمير فيها قرية است يعنى خدا بخواهد ما داخل در قريه شما شويم نه ملت شما و لكن تمام اينها از باب اينست كه فرق بين مشيّت تكوينى و تشريعى نگذارده‌اند و اين موضوع احتياج بيك توضيح دارد و قبلا هم متذكر شده‌ايم و آن اينست كه مشيئة تشريعى آنست كه آنچه صلاح بنده‌گان است كه به اختيار انجام دهند از عقائد حقّه و اخلاق حسنه و اعمال صالحه كه در دنيا و آخرت براى آنها نفع دارد خداوند بتوسط ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام به آنها ابلاغ مىكند و آنچه بر ضرر آنها است در دنيا و آخرت از عقائد باطله و اخلاق فاسده و اعمال سيّئه نهى مىكند
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
دهر آيه 3 ، و احدى مجبور باحد طرفين فعل و ترك نيست حتى معصوم كه محال است از او معصيتى صادر شود لكن به اين معنى كه نميكند نه اينكه نميتواند چنانچه خداوند تبارك و تعالى محال است از او فعل قبيح يا لغو يا ظلم صادر شود نه اينكه نتواند كه نقص در قدرت باشد .