تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
و شوكت و بزرگ ميشمردند اينها تهديد كردند حضرت شعيب و مؤمنين به آن حضرت را كه حضرت شعيب دست از دعوت بردارد و مؤمنين برگردند به همان كفر اولى و شرك و الّا تمام شما ها را
لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا
اخراج بلد ميكنيم شما را كه ديگر مزاحم ما نباشيد و گفتيم اطلاق قريه بر بلد بسيار داريم .
أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا
حضرت شعيب كه اصلا داخل در ملت آنها نبود كه خارج شده باشد تا عود كند و برگردد و مفسرين در اين باب بدست و پا افتادند و تصرف در معناى عود كردند با اينكه آنها توهم كرده بودند كه شعيب هم بدوا بكيش آنها العياذ كافر و مشرك بوده يا اينكه اين خطاب متوجه بمؤمنين قوم بوده و چون شعيب هم داخل در مؤمنين بوده خطاب جمعى كردند لكن تمام اينها بىمدرك است و ظاهر اين نحو به نظر ميرسد كه عود شعيب با عود مؤمنين مختلف است ، عود شعيب اينست كه چنانچه قبل از بعثت دعوت نميكردى و كارى به كار ما نداشتى حال هم دست از دعوت بردار و ما را به خود واگذار كن و دخالت در كارهاى ما نداشته باش ، و عود مؤمنين اين است كه از اطراف شعيب بيرون شوند و به همان كيش اولى خود برگردند .
قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ
چگونه ممكن است من دست از دعوت بردارم با مأموريتى كه از جانب خداوند دارم و چگونه ممكن است مؤمنين بعد از آنى كه حق براى آنها مكشوف شده و بطلان كفر و شرك را يقين پيدا كردند البته ما در عود كمال كراهت را داريم و ممكن نيست دست بردار باشيم و در موضوع اخراج بلد هم شما همچه قدرتى نداريد و خداوند چنين فرصتى بشما نخواهد داد .