تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
ترك آن مترتب نميشود مثلا مولى فرمود صلّ اگر اتيان كردى قابليت ثواب صلوة را دارى ديگر امر باطاعت ثواب ديگرى ندارد و عقل فقط حكم بوجوب اطاعت خدا مىكند و كسانى كه خدا امر باطاعت آنها كرده مثل
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
نساء آيه 62 ، و اطاعت والدين و شوهر و اطاعت علماء اعلام و اطاعت موالى نسبت بعبيد و اماء و امثال اينها ، اما اطاعت غير اينها واجب نيست اگر ضرر دينى و اخروى و دنيوى ندارد جائز است و الّا حرام است مثل مورد آيه كه ميفرمايد
أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
و اين دلالت ندارد كه فقط نهى كند از متابعت اكثريت بلكه چون اكثر من فى الارض اهل ضلالت هستند اطاعت احدى از آنها جايز نيست بلكه اطاعت اكثريت معقول نيست چون نظريات آنها مختلف است هر كدام بر خلاف ديگرى است و موجب تناقض يا تضاد مىشود
يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
چون مقاله آنها خلاف حق است و تمام بر باطل است بايد مخالفت آنها كرد نه اطاعت و سدّ از راه الهيست
إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ
و عمل بظنّ بادله اربعه جايز نيست بخصوص در باب عقائد كه اولين امرى كه در عقائد لازم است تحصيل علم است تا عقيده قلبى حاصل شود . اشكال - پس در باب احكام چرا بخبر واحد و ظواهر الفاظ و ساير ظنون اجتهاديه عمل ميكنند . جواب - مرحوم صاحب معالم ميفرمايد ( ظنية الطريق لا ينافى قطعية الحكم ) توضيح - موقعى كه دليل قطعى قائم شد بر حجيت خبر واحد يا ظواهر الفاظ بلكه اصول لفظيه و عمليه مكلف قطع به حكم ظاهرى كه مكلف به او است پيدا مىكند و لو قطع بواقع نداشته باشد چون واقع مادامى كه حكم ظاهرى كشف خلاف نشده فعلية ندارد بلكه ميتوان گفت كه بسيارى از ارباب ضلال ظنّ هم ندارند يا شك صرف است يا ظنّ بر خلاف بلكه بسا قطع بر خلاف دارند مع ذلك دست برنميدارند