با آنها هم خواب نشويد و دورى كنيد و اگر نه آنها را بزنيد پس اگر اطاعت شما را كردند ديگر متعرض آنها نشويد محققا خداوند علو و كبريايى دارد و به او ميبرازد و بس .
اين آيه شريفه مشتمل بر احكامى است كه راجع بزن و شوهر است :
1 - بر زن واجب است اطاعت شوهر كند در امر جماع هر موقعى كه مطالبه كند مگر مانع شرعى داشته باشد مثل حيض و صوم رمضان و حال احرام و ساير موانع شرعى و با نهى شوهر هيچ عملى را نميتواند انجام دهد حتى عبادات مستحبه و بدون اذن او از خانه بيرون نرود حتى منزل پدر و مادر و اينست مفاد
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ
قوام صيغه مبالغه دلالت بر كثرت قيام رجال در امور نساء دارد كه آنها قائم بامر اينها هستند و اينها بايد در تحت اطاعت آنها باشند بلى شوهر حق ندارد كه بزن در امور خانه دارى حكم كند از تنظيم امور خانه از طبخ و كناسه و رخت شويى و غيرها بلكه بر مرد لازم است كه امور نفقه و سكنى و غير اينها را براى زن مهيا كند بالمباشره يا بالتسبيب كه خادم بگيرد اگر چه بر زن افضل عبادات خدمت به شوهر است .
و سبب برترى رجال دو چيز است يكى عقل و تدبير مردان و استعدادات و قواى اينها بيشتر است و اينست مفاد
بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
در نهج البلاغه ميفرمايد
( هن نواقص العقول و نواقص الحظوظ و نواقص الايمان )
و مراد از ( نقص الحظ ) ميراث است ، و از ( نقص ايمان ) حيض است .
و ديگرى آنكه مهر و نفقه و كسوه و سكنى بر زوج است و اينست مفاد
وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ
مراد انفاق در اداء مهر و نفقه و كسوه و سكنى است .
فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ
زن صالحه كسيست كه مواظب تكاليف شرعيه خود باشد سيما نسبت بحقوق شوهر ، و ( قانتة ) زنيست كه اطاعت شوهر را نمايد على الدوام