بنا بر تفسير مفسرين در آيه قبل اين آيه را حمل كردند بر سؤال نصارى از عيسى عليه السّلام نزول مائده را و پس از نزول كافر شدند ، و قوم صالح سؤال از ناقه و پس از آن پى كردند و كافر گشتند ، و سؤال قريش از نبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه كوه صفا را طلا كند اينها همه تخرص بغيب است و مربوط به آيه نيست و از شواهد بزرگ اينكه اين نحو سؤالات مورد عفو واقع نشد و اين سؤال طلب معجزه بود و دليل بر صدق دعوى ربطى به احكام نداشت بلكه مناسب با اين آيه و اللَّه العالم قضيه بقره است كه بعد از دستور ذبح بقره سؤال از لون و سنّ و شغل بقره كه امر را بر خود مشكل كردند و سؤالاتى كه از نبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شده كه مورد عفو شده و سؤالاتى كه از انبياء سلف شده و باعث كفر آنها گرديده .
قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ
امم سابقه
ثُمَّ أَصْبَحُوا
يعنى همين سؤالات باعث كفر آنها شد كه تكليف را بر خود مشكل كردند و زير بار نرفتند و كافر شدند
بِها كافِرِينَ
و اين تهديد بزرگيست از سؤالات بى جا كه اگر بكنيد و سپس مخالفت ورزيد يا انكار رسالت ميكنيد يا تكذيب مينمائيد و بالجمله كافر ميشويد .
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 103 ]
ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ ( 103 )
خداوند قرار نداده حكيم از براى بحيره و سائبه و وصيله و حام و لكن كسانى كه كافر هستند افتراء و دروغ بر خدا مىبندند و اكثر آنها عقل ندارند و تعقل نميكنند آنچه استفاده مىشود از خارج اينكه كفار زمان جاهليت احكام خاصى بر اين چهار صنف از حيوانات جعل كرده بودند و نسبت بجعل الهى ميدادند خداوند سلب اين نسبت را ميفرمايد كه حكم خاصى براى آنها جعل نشده و افتراء و كذب محض است و در موضوع اين چهار صنف حيوان اختلاف شديدى است بين مفسرين و در