و قدرت آنها بيشتر بود و خود را شريفتر از بنى قريظه ميدانستند پيش نهاد كردند به آنها كه اگر شما يك نفر از ما را كشتيد بايد هم قاتل را قصاص كرد هم ديه كامله گرفت و اگر ما يك نفر از شما را كشتيم قصاص نشود فقط نصف ديه پرداخته شود و قاتل را بر شترى روى به عقب شتر سوار كرد و صورتش را سياه كرد و در بازار گردانيد و چون بنى قريظه مقهور آنها بودند اين قرارداد را قبول كرده و نوشته طرفين امضاء كردند و در زمان پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم بنى قريظه اين قرارداد را رد كرده و گفتند همچه حكمى در تورية نيست بالاخره طرفين راضى شدند بحكميت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، بنى نضير عبد اللَّه بن ابى را با يك نفر ديگر فرستادند نزد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم از او سؤال كنند كه اگر موافق نظر آنها حكم ميفرمايد قبول كنند حكميت او را و الا رد كنند حضرت در جواب آنها سكوت فرمود و مغموم شد جبرئيل ( ع ) نازل شد و اين آيه را آورد تا آنجا كه ميفرمايد
فَإِنْ جاؤُكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ
. . .
بِالْقِسْطِ
الاية .
لكن در تفسير مجمع خبرى از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده كه خلاصه آن اينست كه در ميان يهود در موضوع زناى محصنه اگر از اشراف بودند فقط چهل تازيانه ميزدند و يك مقدارى بىاحترامى مثل سوار كردن بر پشت و گردانيدن و امثال اينها ، و اگر از غير اشراف بودند رجم ميكردند و اين حكم بر اينها دشوار بود و در موردى زناى محصنه از اشراف واقع شده بود سپس از غير اشراف خواستند آنها را رجم كنند گفتند تا آنها را رجم نكنيد نميگذاريم اينها را رجم كنيد تراضى كردند به حكم حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم حضرت حكم برجم نمودند منكر شدند و گفتند همچه حكيم در تورات نيست حضرت فرمود ميان من و شما اين صوريا كه باعتراف خود يهود اعلم علماء يهود بود باشد قبول كردند و ابن صوريا را خواستند حضرت او را قسم دارند به خدا و مقدسات نزد يهود كه آيا حكم رجم محصنه