تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
بايمان مىكند ( آمنوا ) و اين تحصيل حاصل است و محال است اگر ايمان آورده‌اند ديگر معنى ندارد ايمان بياورند .

( جواب )

مفسرين در دست و پا افتاده و سه وجه جواب داده : 1 - اينكه خطاب بمنافقين است كه ايمان ظاهرى داشتند امر ميفرمايد كه ايمان باطنى حقيقى پيدا كنيد . 2 - خطاب بمؤمنين است كه بر ايمان خود ثابت و مستقر باشيد . 3 - خطاب بمؤمنين اهل كتاب است كه ايمان به همه انبياء و رسل پيدا كنيد . لكن هر سه جواب علاوه بر اينكه خلاف ظاهر است بسيار خنك است و حق در جواب مسئله اجمال و تفصيل است چنانچه مىگويى اى كسانى كه نماز ميكنيد به اين كيفيت نماز بخوانيد ، اى مجاهدين به اين دستور جهاد كنيد ، اى كسانى كه دست از شرك بر داشتيد و بشرف ايمان مشرف شديد بايد به اين امورى كه براى شما تفصيلا بيان مىشود ايمان بياوريد ( باللَّه ) بوجود خدا و صفات او و وحدانيت او و عدل او ( و رسوله ) برسالت او و افضليت او و خاتميت او و عصمت او
وَ الْكِتابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ
به قرآن بمحكم او و متشابه او ، ظاهر او ، باطن او ، بگوئيد
كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا
.
وَ الْكِتابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ
براى انبياء از صحف آدم تا انجيل عيسى تمام حق است و صدق ، سپس براى توضيح اين موضوع كه ايمان مركب ارتباطيست اگر يكى از اجزاى آن نباشد ايمان نيست و كافر مىشود ميفرمايد
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ
به اينكه يا منكر وجود حق باشد مثل دهرى ، طبيعى يا منكر توحيد باشد مثل مشركين يا منكر عدل او باشد مثل اشاعره يا توحيد افعالى را منكر شود مثل مفوضه يا توحيد صفاتى كه صفات را زائد بر ذات بداند مثل اكثر عامه يا قائل بتجسم باشد مثل مجسمه يا قائل بحلول باشد مثل نصارى .