شايد بتوان گفت كه مقتضاى اطلاق آيه شامل جميع آنها بشود و هر يك از اين تفسيرات بيان يكى از مصاديق است بلكه بتوان گفت كه مراد ازدواج باشند چنانچه در خبر است
دينهم دنانيرهم و قبلتهم نسائهم .
و تعبير به يدعون نمود و يعبدون نفرمود بمعنى توجه و اطاعت آنها است چنانچه امروز مشاهده مىشود كه زنها فرمان فرما هستند بر شوهرها و هر چه بگويند يا بخواهند آنها انجام ميدهند بالطوع و الرغبة و از اين بيان رفع دو اشكال هم مىشود
( اشكال اول )
اينكه در آيه تناقض است زيرا در جمله اول ميفرمايد
إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً
مقتضاى آن انحصار باناث است و غير اناث حتى شيطان را لا يدعون ، و جمله ثانيه غير از شيطان را لا يدعون حتى اناث را و اين دو جمله تناقض است .
( اشكال دوم )
اينكه مسلما بعض مشركين عبده شمس و قمر و كواكب هستند و بعضى آتش پرست و بعضى گاو و گوساله پرست و بعضى درخت پرست و غير اينها و اين با ظاهر آيه تنافى دارد .
( و اما جواب )
اولا تمام طبقات مشركين شرك آنها باغواى شيطان است و در عين شرك اطاعة شيطان ميكنند پس اين دو جمله يكيست و تناقض ندارد .
و ثانيا كلمه يدعون اطلاقى ندارد كه شامل تمام مشركين باشد ممكن است مراد خصوص مشركين كه عبده ملائكه يا اوثان باشند به بيانى كه ذكر شد .
و ثالثا اين جمله اطلاق ندارد و مفادش مثل اينست كه بگويى اكرم العلماء الا زيدا و اكرم العلماء الا عمروا كه مفادش اين مىشود اكرم العلماء الا زيدا و عمروا و اينجا مفادش ان يدعون الا اناثا و شيطانا مىشود
وَ إِنْ يَدْعُونَ
دوم