بقتل برساند و اين يكى از گناهان كبيره است و احكام بسيارى بر آن مترتب مىشود كه جمله اول آيه دلالت دارد
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً
و شرحش در آيه بعد ميآيد .
و قتل خطاء آنست كه قصد قتل ديگرى داشته خطاء بمؤمن اصابت كند مثل اينكه تيرى رها كرد براى قتل حيوانى اصابت كرد بمؤمنى و از اين بابست تصادفاتى كه امروزه واقع مىشود از اين ماشينها و موتور سيكلتها كه قصد حركت دارد يكى را زير ميگيرد و امثال اينها كه جمله استثناء الا خطأ دلالت دارد .
و شبه عمد و خطاء اينست كه كسى را مىزند بآلة غير قتاله مثل سنگ و چوب و امثال اينها و قصد قتل او را ندارد اتفاقا قتل حاصل مىشود مثل قتل حضرت موسى عليه السّلام قبطى را
فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ
الاية قصص آيه 15 .
امّا قتل خطاء داراى سه حكم است : يك قسمت جنبه حق اللَّه است كه چرا يك بنده مؤمن بدست تو از بين برود و لو گناه نكرده بايد يك بنده آزاد كند و از قيد بندگى برهاند كه ميفرمايد
وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ
كه در واقع كفاره عمل است و در اخبار دارد كه كفاره در غير قتل غير بالغ را هم مىشود آزاد كرد و اما كفاره قتل بايد بالغ باشد بواسطه همين جمله كه فرمود رقبة مؤمنة .
و يك قسمت جنبه حق الناس است كه بايد ديه كامل بدهد باولياء ورثة مقتول كه ميفرمايد
وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ
و ظاهر آيه اينست كه ديه بر قاتل است .
لكن از اخبار استفاده مىشود كه ديه بر عاقله است و آنها برادرها و برادرزادهها و عموها و عموزادهها و عموهاى پدر و عموزادههاى پدر و موالى و بعضى پدر و پسر را هم گفتهاند و اين حكم تعبّدى است كه اينها بايد جلوگيرى كنند از قاتل و او را منع كنند از اين بىمواظبتىها