تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
از طرق عامه و خاصه .

( اما مقام اول )

اولا - اين خطاب
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
نه از جهت اختصاص ولايت است نسبت بمؤمنين زيرا خداوند و رسول و اولى الامر ولاية كليه دارند بر جميع اهل عالم بلكه براى اينست كه مؤمنين مىپذيرند و زير بار ولايت ميروند و غير اينها قبول نميكنند و از اين بيان معلوم مىشود كه هر كه قبول ولايت نكرد از ربقه مؤمنين خارج است چه كافر باشد يا اسم اسلام بر خود گذارد . و ثانيا - كلمه
أَطِيعُوا اللَّهَ
گذشت كه امر مولوى نيست و اعمال مولويت در آن نشده و نميشود زيرا تسلسل لازم ميآيد و محال است بلكه امر ارشادى است به حكم عقل كه عقلا واجب است اطاعة خداوند زيرا خالق و رازق است و هر فيضى بهر كسى ميرسد از فياض على الاطلاق است ، و همچنين اطاعت رسول به حكم عقل واجب است لذا فرمود
وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ
زيرا آنچه ميفرمايد از جانب خدا است
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
النجم آيه 3 و 4 ، سهو و نسيان و خطاء و اشتباه در او راه ندارد معصوم است از كليه معاصى و از اين نوع عوارض لذا عقل اطاعت او را عين اطاعت حق ميداند . و ثالثا تفسيرى كه مفسرين عامه بر كلمه
أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
كرده‌اند غلط و باطل است چه امراء و سلاطين باشند و چه علماء . اما امراء ، بعد از آنى كه عقل مىبيند از آنها فسق و فجور و ظلم و تعدى و هزار گونه معاصى البته حكم مىكند بلزوم مخالفت آنها نه بوجوب اطاعت آنها چگونه عقل حكم كند باطاعت يزيد و بنى اميه و بنى مروان و بنى عباس و امثال آنها كه اطاعت آنها عين مخالفت حق است و موجب تناقض مىشود با اطاعت حق و اما علماء بر فرض كه عادل باشند و از روى مدارك صحيحه استنباط كرده