واجب است و بايد كسوة و نفقه كه بر پدر بود كه براى اجرت ارضاع بدهد آنها نيز بمادر بدهند و حق ندارند طفل را از مادر بگيرند در صورتى كه راغب باشد او را نگاهدارى كند و شير دهد .
و اين معنى از بسيارى از اخبار استفاده مىشود مانند خبرى كه كافى از حلبى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود «
على الوارث مثل ذلك فانه نهى ان يضارّ بالصبىّ او يضارّ امّه فى الرضاعة » .
و مانند حديث كنانى كه در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود «
و على الوارث مثل ذلك فانه نهى ان يضارّ بالصبىّ او يضارّ امه فى رضاعه
و مانند خبرى كه از تفسير على بن ابراهيم روايت شده كه فرمود
و على الوارث مثل ذلك لا تضارّ المرأة التي لها ولد و قد توفى زوجها فلا يحل للوارث ان يضارّ ام الولد فى النفقة .
و از تفسير عياشى از محمد بن مسلم از احد صادقين روايت شده كه فرمود
و على الوارث مثل ذلك هو فى النفقة
و از ابى الصباح از حضرت صادق عليه السّلام است «
لا ينبغى للوارث ان يضارّ المرأة فيقول لا ادع ولدها يأتيها و يضارّ ولدها ان كان لهم عنده شيئى و لا ينبغى له ان يقتر عليه
» و غير اينها از اخبار ديگر و همين اخبار شاهدى قوى است بر تعميمى كه ذكر شد .
فَإِنْ أَرادا فِصالًا عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما
فصال بمعنى فطام و از شير باز گرفتن است و مراد از اين فطام ، قبل از تماميت دو سال است مثل اينكه بعد از بيست و يك ماه كه حد اقل ارضاع است « چنانچه گذشت » پدر و مادر تراضى نموده و صلاح طفل را در اين ديدند كه او را از شير باز دارند مانعى بر آنها نيست .
و مفهوم اين جمله اينست كه اگر يكى از آنها راضى نشود يا بر طفل