مطابق مذهب جعفرى واجب است و شرح آن در ذيل آيه بيان مىشود :
فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ
احصار بمعنى منع و جلوگيرى است و در اينكه حصر و احصار بيك معنى است و يا اينكه متفاوت است اختلاف شده و ظاهرا تفاوت دارد مانند حبس و احباس و قتل و اقتال و فرق آن از لحاظ مباشرت و تسبب است ، كه در ( حصره و حبسه ) فاعل مباشر حابس و حاصر است و در « احصره و احبسه » محصر و محبس مسبّب است يعنى فاعل سبب حصر و حبس شده .
و احصار دو قسم است : يك قسم بواسطه مرض و خوف از دشمن و امثال اينهاست كه پس از احرام نميتواند مشرف شود و اعمال حج را انجام دهد ، قسم دوم بواسطه منع دشمن يا ظالم است كه نميگذارد حاج بروند و حكم اين دو قسم مختلف است ، در قسم اول بايد هدى را بفرستند تا در محل آن ذبح كنند و وقتى هدى به محل خود رسيد از آن احرام محل ميشوند و محل هدى مكه است اگر احرام عمره باشد ، و منى است و آن هم در روز عيد اگر احرام حج باشد ، و در قسم دوم همانجايى كه ممنوع شدهاند هدى را ذبح كنند .
فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ
يعنى آنچه از هدى ميسر مىشود و مخيّر است بين قربانى نمودن شتر يا گاو و يا گوسفند .
وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ
يعنى از احرام محل نشويد تا هدى بجايش برسد و محل شدن از احرام حج به حلق رأس يعنى سر تراشيدن است و از احرام عمره بتقصير يعنى شارب زدن يا ناخن گرفتن است و محل هدى چنان كه ذكر شد در قسم اول مكه و منى و در قسم دوم همانجايى است كه ممنوع شدهاند و اين كنايه از اينست كه تا نحر يا ذبح در محل مقرر واقع نشود از لباس احرام بيرون نشويد و محرمات احرام باقيست .
فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً
اين جمله تفريع بر جمله قبل و استثناء