تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ
معنى سفيه در ذيل آيه شريفه
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ
« 1 » گذشت و خداوند در اين آيه خبر ميدهد كه سفيهان از مردم ميگويند كه چه چيز سبب شد كه مسلمانان تغيير قبله دادند و توهم نشود كه مراد آيه اين باشد كه هر كه سفيه است اين اعتراض را مىكند ( چون سفهاء جمع محلى بالف و لام است و افاده عموم مىكند ) بلكه مراد اينست كه هر كه چنين اعتراضى نمايد سفيه بوده و از رشد عقلى عارى است زيرا اين شخص اگر ميداند اين دستور از جانب خداست بعد از معرفت خدا و دانستن اينكه خداوند عالم حكيم همه كارهاى او مطابق حكمت و مصلحت است اعتراض به او معنى ندارد و همچنين است اعتراض به پيغمبر ، زيرا بعد از ثبوت نبوت او و اينكه كارهاى او از روى وحى و مطابق دستور حق است جاى اعتراض به او نيست بنا بر اين شخص معترض يا در مقام معرفت به خدا و پيغمبر او كوتاه است و يا از روى عناد اين اعتراض را مىنمايد و هر دو از نظر قرآن سفيه ميباشند زيرا اولى رشد عقلى نداشته و دومى خود را بسفاهت زده
وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ
« 2 » بلى ممكن است از وجه حكمت اين حكم سؤال شود و البته اين سؤال غير از اعتراض است و براى آن دو وجه است ، يكى ظاهرى و آن امتحان مسلمين است چنانچه در آيه بعد ميفرمايد
إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْهِ
و شرح آن بيايد و ديگر باطنى كه عبارت از منع تشبه بكفار است زيرا يكى از احكام اسلامى منع تشبّه بكفار لزوما يا تنزيها باختلاف موارد آن مىباشد و مادامى كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در مكه بودند كعبه بتكده و مركز
هامش
( 1 ) - مجلد اول ص 392 ( 2 ) - سوره بقره آيه 124