لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ
الاية « 1 » و مانند
إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ
الاية « 2 » و مانند :
بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ
« 3 » و مانند
إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ
« 4 » و تنسون نسيان بمعنى فراموشى و قريب المعنى با سهو است لكن سهو بمعنى عدم التفات و توجه و در مقابل عمد است و نسيان در مقابل ذكر است ، و مراد از نسيان نفس اينست كه انسان خود را جزو ديگران قرار ندهد يعنى همه را موظف بوظائف دينى و اخلاقى و وجدانى بداند ولى خود را از آنها معاف دارد چنانچه دأب علماء يهود و بسيارى از علماء سوء است كه مردم را به كارهاى خير و وظائف دينى امر ميكنند ولى خودشان به آنها عمل نميكنند با اينكه كتاب را تلاوت نموده و ميدانند كه احكام آن كتاب چه تورات و انجيل و چه قرآن باشد عام و شامل همه است و بعضى را از انجام وظيفه استثناء ننموده است .
و مذمت و نكوهش در آيه شريفه راجع بقسمت دوم است كه نسيان نفس باشد نه راجع بقسمت اول كه امر ببرّ است و اينكه بعضى به اين آيه و امثال آن استشهاد كردهاند بر اينكه شرط امر بمعروف و نهى از منكر اين است كه آمر بمعروف و ناهى از منكر خود عامل معروف و تارك منكر باشد تمام نيست زيرا آيات در مقام مذمّت عمل نكردن بمعروف و منتهى نشدن از منكر است نه اينكه شرط قرار دادن باشد به اين معنى كه هر كس معروفى را بجا نياورد نبايد به آن امر كند و هر كس منكرى را مرتكب شود نهى از آن منكر از وى ساقط شود بلكه عمل كردن بمعروف و ترك منكر دو واجب و امر بمعروف و نهى از منكر دو واجب ديگر است و هر كدام در محل خود ثابت مىباشد ، چنانچه در
هامش
( 1 ) - سوره البقرة آيه 177
( 2 ) - سوره الدهر آيه 5
( 3 ) - سوره عبس آيه 14 - 15
( 4 ) - سورة الطور آيه 28 ابرار جمع بر و بررة جمع بار است .