جميع موجودات ، و همهء مكنونات بأجمعهم خلف او نمىتوانند بود ؛ زيرا كه مجمع غرائب و منبع رغائب و غيب و شهادت است و خلاصه ، همهء عوالم جسمانى و روحانى با اوست و جامع حقائق علوى و سفلى .
علّامه شعرانى : انسان در صورتى عبادت پروردگار مىكند كه بداند خداى تعالى به او توجّه دارد و او را براى غايت بزرگى آفريده ، امّا اگر كسى معتقد شود كه خداوند تعالى عنايتى به او ندارد ، طاعت و معصيت براى او يكسان است [ و ] مانند حشرات و ساير انعام آزاد مىزيد . و سقراط گفت : « خود را بشناس » ، و همان سبب شد كه خداى را شناخت و به آخرت معتقد شد . خداوند تعالى به بهترين وجه بزرگترين مقام را براى انسان ثابت كرد . « 1 »
مؤلف : و قولى ديگر آن است كه خداى تعالى آدم را خبر داد به نامهاى چيزها و بر آنچه دانست كه اصطلاح خواهند كردن اهل هر لغتى بر آن و اگرچه اصطلاحى مقدّم نبوده باشد ، تا گفت او را اولىتر آن باشد كه اين شخص را يا اين چيز را فلان خوانند و حاجت نبود به مواضعتى مقدّم .
علّامه شعرانى : اين سخنان را رجما بالغيب گفتند ؛ چونكه عقل انسانى به تحقيق وقايع گذشته راه ندارد ، مگر به نقل صحيح . اگر بگوييم لغت را پيش از حضرت آدم وضع كردند تا آدم آن را ياد گرفت يا او را اخبار كردند از وضع لغات در مستقبل به توسّط اولاد آدم ، هردو را بىدليل گفتهايم . و مىتوان گفت مراد آن است كه آدم را مستعدّ كلام و سخن آفريديم و او را ملهم كرديم تا لغت وضع كرد ، مانند :
خَلَقَ الْإِنْسانَ * عَلَّمَهُ الْبَيانَ
. « 2 »
مؤلف : خلاف كردند آنكه اسماء عرضه كرد يا مسمّيّات ، بعضى گفتند - و اين به يك روايتى است از قتاده و عبد اللّه عبّاس - كه نامها عرضه كرد ؛ يعنى آن نامها كه
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 106 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 130 .