فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 1 » رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : بنويس . او بنوشت و به شكّ افتاد و با خود گفت : اگر محمّد در اينكه مىگويد ، صادق است ، خود اين وحى كه بر او مىكنند ، بر من مىكنند و اگر كاذب است ، مثل آنكه مىگويد ، من نيز مىگويم .
علّامه شعرانى : اين سخن بر فرض صحّت روايت ، دليل آن نمىشود كه كسى بتواند مانند قرآن بگويد چون
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
تنها بىآنكه به مطالب آيه متّصل شود ، كلامى تامّ نيست و متّصف به بلاغت نمىشود . « 2 »
إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى
. « 3 »
مؤلف : خداى معبود كه از او توقّع خير و روزى كنيد ، خدايى است كه او در زير زمين دانه شكافد . و براى آن تخصيص كرد اين را كه دست آدميان از آن دور باشد و معلوم است به جارى مجراى ضرورت كه آن كسى نمىكند جز خداى تعالى .
علّامه شعرانى : چون انسان در خلقت گياه و درخت از دانه و هسته تأمّل كند ، داند كه فعل طبيعت بىشعور نيست ، بلكه خداوند حكيم كه بقاى نوع هرچيز را به ارادهء خويش از روى حكم و مصالح مقرّر فرموده ، دانه را مىشكافد و غذاى او را تا ريشه محكم نكرده ، در خود دانه قرار داده است و پس از آن برگ و ريشه را در زمين و هوا پراكنده مىكند . وقتى غذاى درون دانه تمام شود ، از بيرون ببالد و برآيد و اين معنى فلق است . « 4 »
مؤلف : و نوى هستهء ميوه باشد كه از او درخت رويد و هيچ قادر به قدرت تقدير اين نتواند كرد ، الّا بالآلة و المماسة . چون قديم تعالى مىكند مخترع ، بدانند كه او قادر بالذات است به خلاف دگر فاعلان و قادران .
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 14 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 8 .
( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 95 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 11 .