علّامه شعرانى : خداوند تبارك و تعالى در جاى ديگر فرمود : ما اهل هيچ بلد را هلاك نكرديم مگر وقتى كه در امّ آنجا رسول فرستاديم ( در سورهء قصص آيهء 59 )
وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا
. پس امّ القرى در قرآن اسم خاصّ مكّه نيست ، هر شهر بزرگى كه توجّه ساير شهرها بدان باشد ، امّ آن شهرها گويند ، به جاى پايتخت و عاصمه در زمان ما . و مكه را امّ القرى گفتند ؛ چون به منزلت پايتخت ؛ عربستان بود و چون پيغمبر آن را فتح كرد ، همهء عرب مسخّر اسلام شدند ، چنانكه اگر پايتخت كشورى را بگيرند ، همهء ملك را مسخّر كردهاند . « 1 »
وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ
. « 2 »
مؤلف : گفتند : اين در عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح آمد . و او قرشى بود و كاتب رسول صلّى اللّه عليه و آله بود ؛ چون وحى آمدى ، او نوشتى . رسول صلّى اللّه عليه و آله بر او املا كردى : او به جاى « غفور رحيم » ، « عليم حكيم » بنوشتى ، و به جاى « سميع عليم » ، « غفور رحيم » بنوشتى و مانند اين .
علّامه شعرانى : از اين سخن معلوم مىشود كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مانند هر املاكنندهء ديگر ، پس از نوشتن كاتب ، از او خواندن مىخواست و تا مرضىّ خاطر او نمىگشت ، منتشر نمىساخت و اجازهء تعليم نمىداد و چندبار به آزمايش معلوم شد كاتب بعضى حروف را تغيير داده ، اگر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آن را اصلاح نمىكرد ، امر به قرائت نمىفرمود . « 3 »
مؤلف : چون اين آيه فرود آمد :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ
- الى قوله -
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
« 4 » او را عجب آمد از تفصيل خلق آدمى ، بر زبانش برفت كه
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 6 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 93 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 7 .
( 4 ) . مؤمنون ( 23 ) آيات 12 - 14 .