كعب پا بايد بريد و پاشنه را بهجا گذاشت . « 1 »
مؤلف : هركه از گريبان و آستين پيرهن بالاى چيزى برد ، بر او قطع نباشد ، چه آن حرز نيست و اگر گريبان و آستين زيرين برد ، بر او قطع باشد كه از حرز است .
علّامه شعرانى : پيراهن بالا آن است كه روى همه بپوشد و پيراهن زيرين آنكه روى آن چيز ديگر پوشيده . بالجمله ، حدّ دزدى وقتى است كه مقارن تهديد و ترس و رفع امن باشد ، مانند محارب كه به ترسانيدن و شمشير كشيدن امن از بلاد بردارد يا آنكه در غفلت مالك داخل حرز او شود و به كيد و مكر ايجاد ترس و ناامنى كند ، نه آنكه متعرّض سرقت شود با امكان تحفّظ مالك ؛ چون تقصير از مالك است فى الجمله ، و هرچه عمل سارق ايجاد ناامنى باشد ، زيانش بسيار است و به همهء جامعهء مردم رسد . « 2 »
يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ
. « 3 »
مؤلف : آن را كه خواهد ، عذاب كند و آن را كه خواهد ، بيامرزد در اول ؛ أعني در باب عذاب استحقاق معتبر است به ادلّهء عقل و اجماع امّت كه از روى حكمت جز آن را نخواهد كه عقاب كند كه مستحقّ باشد و عقاب نامستحقّ نخواهد .
علّامه شعرانى : اين همه تأكيد براى دفع توهّم ملاحده و منكران دين اسلام است كه بعيد مىشمارند براى اندكى مال دست مردى ناقص شود و به حكمت پروردگار در حدّ سرقت ايراد مىكنند از اين جهت .
ملاحظه شود كه عطوفت كاذب و سستى ايمان در اكثر ممالك اسلامى و تقليد نصارى آنان را از اجراى حكم الهى باز مىدارد و به جاى آن چند حكم دربارهء دزد مجرى مىدارند كه مؤيّد فساد و مروّج دزدى است ؛ از جمله آنان را
هامش
( 1 ) . همان ، ص 199 .
( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 202 .
( 3 ) . مائده ( 5 ) آيهء 40 .