ترك وسائل . عابد به معامله توسّل جويد و عالم به مكاشفه راه رود و عارف به معاينه نظر كند . عابد فكر در اين آيه كند كه :
يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً
. « 1 » و عالم نظر در اين آيه دارد كه :
أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 2 » و عارف از اين كلمه در نگذرد :
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ
. « 3 »
علّامه شعرانى : علماى آن زمان از نقل سخنان عرفا و بزرگان صوفيه احتراز نمىجستند و اين تنفّر كه در عصر اخير از آنها پيدا شده است ، به علّت تظاهر جماعتى مردم لاابالى به تصوّف است ، بدنام كنندهء نكونامى چند . امّا عرفاى سلف همه علماى متشرّع بودند . سخن حقّ را بايد از هركس فراگرفت . « 4 »
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما
. « 5 »
مؤلف : امّا آن نصاب كه در او قطع واجب باشد ، در او شش قول گفتهاند : يك قول آن است كه دانگ و نيم باشد و اين مذهب ماست و مذهب شافعى و اوزاعى ، لقوله عليه السّلام :
« القطع في ربع دينار » . قول ديگر ، در سه درم و آن قيمت سپرى باشد و اين مذهب مالك انس است .
علّامه شعرانى : در آن عهد اين قيمت سپر بود . « 6 »
مؤلف : و بيشتر فقها گفتند از بند دست بريدن ، و خوارج گفتند از دوش بايد بريدن از كتف ، چنانكه دوش نيز مقطوع باشد . امّا قطع پاى هم چهار انگشت بايد بريدن و نيمهء پا و پاشنه رها بايد كردن و انگشت مهين .
علّامه شعرانى : قطع به اين كيفيّت ميان فقهاى ما مشهور نيست ، بلكه گويند : از
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 191 .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 185 .
( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 91 .
( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 3 ، ص 236 .
( 5 ) . مائده ( 5 ) آيهء 38 .
( 6 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 198 .