لم يكلّف ، كما لو كان مواجها للقبلة به غير نيّة و لذا لا يحلّ ذبح الكفّار . « 1 »
مؤلف :
وَ اتَّقُوا اللَّهَ
، أي اجتنبوا ما نهاكم اللّه عنه ، فلا تقربوه و احذروا معاصيه التي منها أكل صيد الكلب غير المعلّم أو ما لا يمسكه عليكم .
علّامه شعرانى : و إذا قطع النخاع قبل الحلقوم لم يحلّ ، لاستناد زهوق الروح ، اليه و بعده بفصل حلّ و به غير فصل بحيث لا يخرج الدم مشكل . « 2 »
مؤلف : با خداى تعالى مضاف بود ، الّا آنكه دليل راه آنكه از شرط استحلال او تسميه است و ايشان تسميه نكنند و اگر كنند ، نه نام خداى برده باشند ، نام معبود خود برده باشند ، معبودى كه اعتقاد كردهاند كه عزير پسر اوست و مسيح پسر اوست و دين موسى و عيسى مؤبّد بكرده است و محمّد را تصديق نكرده است و آن نه خداى است - جل جلاله - . و آنچه چنين بود ، ذبيحه باشد ، نه به نام خداى كشته ، حرام باشد ، لقوله تعالى :
وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ
. « 3 »
علّامه شعرانى : اگر كسى گويد : بنابراين ، ذبايح همهء طوايف اسلام هم مباح نباشد ، چون مجبّره و اشاعره و مجسّمه ؛ چون نام خدايى مىبرند كه بندگان را بر معاصى جبر كند و خدايى كه به چشم ديده شود و آنكه جسم باشد ، داراى طول و عرض يا صفات او زائد ذات باشد . گوييم : عمده در عدم كفايت تسميهء ايشان همان است كه پيش از اين گفتيم . و بعض علماى ما در حرمت آن به اخبار تمسّك كردند و اين صحيح نيست ؛ چون روايت از ائمّه عليهم السّلام مختلف است . و آنكه در نهى آمده ، صريح نيست ؛ چون غالب ذبايح آنان بدون تسميه است يا شك در آن داريم و محلّ اختلاف آن است كه يقين داشته باشيم نام خدا بردند . امّا روايات حرمت مطابق احتياط و ظاهر قرآن و نيز اتّفاق شيعه است و وجوب استقبال و آنان مراعات نمىكنند .
شيخ مفيد رحمه اللّه در رسالهء خود گويد :
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 162 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . مائده ( 5 ) آيهء 3 .