و آن اولوا الامر كه طاعت آنها مستقلّا واجب باشد ، امام معصوم است . و امّا آنكه اطاعتش فرع اطاعت خدا و رسول باشد ، عصمت او واجب نيست . « 1 »
يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ
« 2 »
مؤلف : از صادق و باقر عليهما السّلام روايت كردند كه آيه بر عموم است و مراد هر حاكمى است كه به خلاف حقّ حكومت كند . و اين اولىتر است ، لعموم الفائدة و دخول الكلّ تحته .
علّامه شعرانى : محاكمه نزد آنان جايز نيست ، مگر آنكه طرف مخاصم كسى را به جبر نزد حكّام باطل برد و مرد مؤمن ناچار شود از خويش دفاع كند . امّا اگر كسى ابتدا نزد آنان مرافعه كند و حقّ خود را به توسّط آنها بخواهد ، جايز نيست ، بلكه بايد دو طرف دعوا به تراضى يكديگر نزد فقيهى روند و به حكم خدا و رسول راضى شوند . « 3 »
فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ
. « 4 »
مؤلف : « كيف » سؤال عن حال باشد و معنى او استفهام بود و اينجا تقريع و تعجيب است و در موضع او دو قول گفتند : يكى رفع به خبر ابتداءا ، أي فكيف صنيعهم
إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ
و التقدير : الإساءة صنيعهم بالجرأة في كذبهم أم الإحسان بالتوبة ؟
علّامه شعرانى : آيا بد است كردار آنها به اينكه در دروغ گفتن دليرى كنند يا نيكو است به اينكه توبه كنند . « 5 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 422 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 60 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 426 .
( 4 ) . نساء ( 4 ) آيهء 62 .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 428 .