رسول عليه السّلام را خبر دادند كه محمد مسلمه طعام و شراب نمىخورد . رسول عليه السّلام گفت :
چرا دست بداشتهاى از طعام و شراب ؟ گفت : اى رسول اللّه ! چيزى بگفتهام و نمىدانم كه وفا توانم كردن يا نه . رسول عليه السّلام گفت : بر تو بيش از آن نيست كه جهد كنى . او گفت :
اى رسول اللّه ! لا بدّ ما را چارهاى بايد ساختن و در آن ميانه حديثى بايد كردن به تعريض و باشد كه زيادت و نقصانى باشد . رسول عليه السّلام گفت : تدبير بايد كردن .
علّامه شعرانى : اگر گويى : پيغمبر فرمود : « الإسلام قيد الفتك » كشتن ناگهانى غافل ، اگرچه مستحقّ قتل بود ، روا نيست ؛ شايد او را عذرى باشد و از خود دفاع كند و در عقل و مروّت نيز قبيح است مرد محصور و بىدفاع را كه راه گريز ندارد كشتن ، گوييم :
در ميان بشر عهد و پيمانهاى فطرى است كه بدان ملتزمند ، از جمله حفظ امانت و صدق گفتار و وفا به عهد و آزار نكردن كسى كه آزار نكرده است و امثال آن و مردمى كه به اين قواعد ملتزم باشند ، بايد عهد آنها را محترم شمرده ، مراعات كرد . امّا جهودان مدينه ، خويشتن را بالاتر از ساير امّيين - يعنى غير بنى اسرائيل - مىدانستند و آن قواعد بشرى كه ميان خود مراعات مىكردند ، ميان خود و غير خود مراعات نمىكردند و حرمتى براى اميّين قائل نبودند ، چنانكه فرمود : « ليس لنا في الأمّيين سبيل » و خيانت را به هر وجه جايز مىدانستند ؛ لذا مسلمانان هم با آنان معاملهء به مثل كردند . « 1 »
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا
. . . فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ
. « 2 »
مؤلف : ضحّاك و عيسى بن عمر خواندند « فلا تحسبنّهم » بالتاء و بضمّ التاء و بضمّ الباء .
علّامه شعرانى : عيسى بن عمر از نحويان بصره است از اقران خليل و سيبويه و
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 279 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 188 .