منفكّ از حادثه نيست ، حادث است و محدّث را ناچار است از محدثى كه احداث آن كند و موجدى كه ايجاد آن نمايد . پس وجود و حدوث اين هردو دالّ است بر آنكه آنها را محدثى و قادرى است .
رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا
. « 1 »
مؤلف : گويند : بار خدايا ، اين به باطل نيافريدى .
علّامه شعرانى : باطل ، كار عبث و بىفائده است و اگر جهان منحصر باشد به اينكه مىبينيم ، خلقت بيهوده خواهد بود با آنكه عقل شهادت مىدهد واجب الوجود حكيم چيزى را عبث نيافريند . « 2 »
رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ
. « 3 »
مؤلف : و اصحاب وعيد به اين آيه تمسّك كردند و گفتند : مؤمنان مخزى نباشند .
علّامه شعرانى : اصحاب وعيد گويند : آنكه گناه كبيره كند ، كافر است ؛ چون به جهنّم مىرود و مؤمن به جهنّم نمىرود . و جواب آن است كه مؤمن به جهنّم مىرود ، امّا مخلّد نمىشود . « 4 »
فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ
. « 5 »
مؤلف : مجاهد گفت : سبب نزول آيه آن بود كه امّ سلمه ( رحمة اللّه عليها ) گفت :
يا رسول اللّه ! ما در قرآن ذكر مردان مىشنويم در هجرت و جهاد و ذكر زنان چيزى نيست ! خداى تعالى اين آيه فرستاد :
أَنِّي لا أُضِيعُ . . .
. خداى تعالى ايشان را
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 191 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 287 .
( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 192 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 287 .
( 5 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 195 .