آيه آمد كه شهدا را مرده مپنداريد و ايشان را مانند ساير مردگان كه بدون شهادت فوت شده باشند ، ندانيد ، بلكه ايشان زندگانند .
علّامه شعرانى : از جهت حيات و بقاى روح پس از مرگ فرقى ميان شهيد و غير او نيست ، چنانكه دربارهء آل فرعون فرمود :
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ
« 1 » و اثبات حيات براى شهدا نفى حيات از غير آن نمىكند ؛ چنانچه
وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ
« 2 » دلالت بر آن ندارد كه خداوند از اعمال عادلان غافل است . « 3 »
مؤلف : اين آيه دليل آن است كه شهدا به اجسام و ارواح زندهاند و بر صفات كمال كه لايق ايشان بود ، حاصلند .
علّامه شعرانى : قاضى بيضاوى گويد : اين آيت دلالت دارد كه انسان غير اين هيكل محسوس است ، بلكه جوهرى است به ذات خويش ادراك مىكند و به خراب بدن فانى نمىشود و ادراك و لذّت بردن و درد كشيدن او توقّف بر بدن ندارد . و مؤيّد اين است قوله تعالى في آل فرعون :
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا
« 4 » ، الآية ، و روايت ابن عبّاس در مرغان سبز . « 5 »
مؤلف : عبد اللّه عبّاس روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله كه گفت در حقّ شهيدان احد : « جعل اللّه أرواحهم في أجواف طير خضر ترد أنهار الجنّة و تأكل من ثمارها و تسرح من الجنّة حيث شاءت و تأوى إلى قناديل من ذهب تحت العرش » ؛ گفت : خداى تعالى ارواح ايشان را در شكمهاى مرغانى سبز نهاد كه از جوىهاى بهشت آب مىخورند و از درختان بهشت ميوه مىخورند و در بهشت چنانكه خواهند ، مىگردند و مأوا و
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) آيهء 46 .
( 2 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 42 .
( 3 ) . انوار التنزيل ، ج 1 ، ص 383 .
( 4 ) . غافر ( 40 ) آيهء 46 .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 242 .