فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
. « 1 »
مؤلف : از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله مروى است كه اگر توكّل كنيد ، چنانچه حقّ توكّل است ، مانند مرغان روزى داده مىشويد كه صبح از آشيان خود بيرون مىروند با حوصلههاى خالى و غروب برمىگردند با حوصلههاى پر .
علّامه شعرانى : اين عبارت انجيل . « 2 » است و شايد حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله نيز چنين فرموده يا آنكه راوى سهوا عبارت حضرت مسيح را به پيغمبر ما نسبت داده است . امّا توكّل در شريعت ما به قطع اسباب نيست ، بلكه اسباب ظاهرى معدّاتند ؛ يعنى آماده كننده و تأثير از خداست ، مانند روشنى كه از چراغ مىتابد و تو هرچه مىخواهى نزد آن نگاه مىدارى و همان اسباب را نيز او مهيّا كرده است و كسب و كوشش بنده سبب معدّ است و روزى از حقّ . « 3 »
مؤلف : ابو تراب النخشبى گفت : توكّل آن باشد كه بنده را سكون به خداى خود باشد .
علّامه شعرانى : ابو تراب نخشبى ، عسكر بن حسين ، از مشايخ صوفيّه است . در سال 245 درگذشت و سهل بن عبد اللّه تسترى در سال 283 . و اين سخن را به دو نسبت مىدهند كه « الناس نيام ، فإذا ماتوا انتبهوا » ، و ذو النون مصرى هم معاصر او بود و ثوبان بن ابراهيم نام داشت و او را متوكّل در بند و زنجير از مصر به سامرّا آورد و خواست به تهمت كفر و زندقه بكشد . او به سببى نجات يافت و در سال 245 درگذشت . « 4 »
مؤلف : ابراهيم خوّاص گفت : توكّل آن باشد كه ترس و اميد ببرى از هرچه دون او است .
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 159 .
( 2 ) . انجيل لوقا ، فصل 12 ، آيات 13 - 27 ، ص 237 ، طلب ملكوت اللّه قبل المال ؛ انجيل متى ، فصل 6 ، آيات 25 - 34 ، ص 54 ، العناية الالهيه .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 374 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 230 .