فرمايد : مختارند و « كتب عليهم » فرمايد : آينده مقدّر است . و كذا ساير آيات . « 1 »
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
. « 2 »
مرحوم شعرانى : جمله
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
نيز جمع بين اختيار مردم و مقدّر بودن وقايع است ؛ چون گفت « بما تعملون » نسبت فعل به بندگان داد و چون فرمود « بصير » اثبات علم خود كرد به اعمال آنانكه همان قضا و قدر است . « 3 »
علّامه شعرانى : و از اين آيت معلوم مىشود كه كوشش انسان تأييد توكّل مىكند و منافى آن نيست و مؤثر حقيقى خداست و كوشش بنده از اسباب معدّه .
وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ
. « 4 »
مؤلف : اگر بميريد يا كشته شويد در كارزار كفّار ، به سوى حقّ - كه معبود شماست و همه توجّه به او نمودهايد و بذل مهج نمودهايد از براى رضاى او - حشر كرده مىشويد نه به سوى غير او پس ، لا محاله توفيهء جزاى شما خواهد كرد و شما را به مثوبات جليله و درجات عاليه خواهد رسانيد .
مرحوم شعرانى : حكما گفتهاند : خداوند تعالى علّت غايى همهچيز است و بازگشت همه بدوست . امّا از سخن ايشان لازم نمىآيد كه موجودات به تعيين خود عند اللّه موجود باشند ؛ چون شايد معلومات ناقص پس از رسيدن به نهايت كامل خود مستهلك گردند و وجود خاصّ خود را رها كنند . لذا براى اثبات معاد به همينكه خداى تعالى علّت غايى است ، اكتفا نكردند و تجرّد و بقاى نفس را به دليل خاصّ ثابت كردند . « 5 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 368 - 380 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 156 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 370 .
( 4 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 158 .
( 5 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 371 .