مصرّح آمده است . « 1 »
وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
. « 2 »
مؤلف : در كيفيّت رجوع به او سبحانه اختلاف است ، بعضى گفتند : مراد افناى آنهاست بعد از آن اعادهء آنها براى مجازات . و نزد جمعى ديگر ، مراد آن است كه حقّ تعالى در دنيا تمليك امور فرموده به عباد و ايشان را در آن تصرّف ارزانى داشته ، و امّا در آخرت جميع آن راجع به او شود كما قال اللّه تعالى :
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
. « 3 »
علّامه شعرانى : اين دو توجيه هردو تكلّف است ؛ چون در توجيه اوّل بيان نشد [ كه ] چرا در اعاده به خدا نزديكتر مىشوند و در توجيه دوم نگفتند [ كه ] چرا نيكان كه مالكيتشان در آخرت بيشتر است به خدا نزديكترند . و اولى آن است كه گوييم :
چون او علّت غايى هر موجود است ، فرمود :
وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ *
. « 4 » و « 5 »
مؤلف : و وجوه آنكه چرا به لفظ رجوع گفت و از او بيامده نيست تا با او شود ، گفته شد پيش از اين .
علّامه شعرانى : معنى رجوع آن است كه كسى در آغاز در جايى بوده و از آنجا آمده ، باز به آنجا برگردد و همهچيز از پيش خدا نيامده است تا صحيح باشد كه بگوييم سوى او بازگشت . و جواب آن است كه از سوى خدا آمدن به معنى عليّت است و معلوليّت ، يعنى چون خدا علّت فاعلى است ، مىتوان گفت : همهچيز از اوست و چون علت غايى است ، گوييم : همه به او باز مىگردند . « 6 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 143 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 109 .
( 3 ) . غافر ( 40 ) آيهء 16 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 210 ؛ آل عمران ( 3 ) آيهء 109 ؛ انفال ( 6 ) آيهء 44 ؛ حجّ ( 22 ) آيهء 76 ؛ فاطر ( 35 ) آيهء 4 ؛ حديد ( 57 ) آيهء 5 .
( 5 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 304 .
( 6 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 147 .