البناء ، فاقتصروا على أربعة جدران بالصخور و سقف عليها بخلاف بيت المقدس . « 1 »
مؤلف : بعضى گفتند : مراد آن است كه اوّل بقعهاى كه از زمين بر روى آب پديد آمد و خداى تعالى بيافريد ، زمين كعبه بود از كفى سفيد ، پس از آن به دو هزار سال زمين آفريد ؛ يعنى فرمود تا زمين از زير خانهء كعبه بيرون آوردند .
علّامه شعرانى : مقصود از زمين ، خشكى آن است و به مقتضاى اين قول در آغاز خلقت آب به همهء كره احاطه داشت و هيچجاى خشك كه انسان و حيوان در آن زيست كند ، موجود نبود و اين خشكىها كه ربع مسكون است ، به تدريج از زير آب بيرون آمد و اوّل بقعهء زمين مكّه بود و پس از آن كشورهاى ديگر بدان ملحق شدند . « 2 »
مؤلف : ابو ذر غفارى روايت كند از رسول عليه السّلام كه او را پرسيدند از اوّل مسجدى كه در زمين ساختند از براى عبادت ، گفت : مسجد الحرام بود و آنگه بيت المقدس .
گفتند : اى رسول اللّه ! چند مدّت بود ميان ايشان ؟ گفت : چهل سال .
علّامه شعرانى : اين روايت ضعيف است ؛ زيرا كه ميان حضرت ابراهيم عليه السّلام كه بناى كعبه نهاد و حضرت داود عليه السّلام كه آغاز ساختمان بيت المقدس كرد ، نزديك هزار سال است . « 3 »
مؤلف : و روايت كردهاند كه چون خداى تعالى آدم را به زمين فرستاد ، او در زمين مىگشت و پوششى نبود كه او را سايه كردى . تابش آفتاب در او اثر كرد و او را سياه كرد . او يك روز به اندام خود نگريست ، آن سياهى ديد به خداى بناليد از آن و از رنج آفتاب . خداى تعالى از آسمان براى او بيت المعمور بفرستاد و آن خانه بر طول و عرض و عمق خانهء كعبه از پارهء ياقوت سرخ آفريده ، آدم در آنجا شد و از گرما بياسود ، گفت : بار خدايا ! به اين سياهى اندامم چه كنم ؟ حقّ تعالى گفت : سيزدهم ماه و چهاردهم و پانزدهم روزه دار . او يك روز روزه داشت ، ثلثى [ از ] اندامش سفيد شد .
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 113 .
( 3 ) . همان ، ص 114 .