تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
مؤلف : بعضى اهل معانى گفتند : مراد نفى است نه نهى و معنى آن است كه ما كان بشر ليقول هذا ؛ هيچ آدمى نباشد كه خداى تعالى او را كتاب و حكم و نبوّت دهد ، آن‌گه او چنين سخن گويد ، و اين لام كه در ظاهر لفظ اينجاست ، از اينجا بيفكند و با قول برد . علّامه شعرانى : يعنى لام را از كلمهء « لبشر » مربوط كرد با كلمهء يقول و معنى را از كلمه به كلمه منتقل كرد نه آن‌كه لفظ لام را از « لبشر » بيفكند و بر « يقول » درآورد . « 1 »
بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
. « 2 » مؤلف : و در آيه دليل نيست بر آنكه افعال جوارح كفر باشد ؛ براى آنكه عبادت نكند هيچ‌كس معبودى را ، الّا پس از آنكه اعتقاد ربوبيّت او كرده باشد ، و اين اعتقاد كفر باشد نه عبادت معبود . علّامه شعرانى : و قول صحيح آن است كه عمل به جوارح نه از ايمان است و نه كفر و اعتقاد قلبى تنها ايمان يا كفر باشد . امّا آيهء شريفه كه فرمايد :
أَ يَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ
، عمل جوارح را كفر ناميده است و به ظاهر بر خلاف قول صحيح است . مؤلف جواب مىدهد كه چنين نيست و عبادت غير خدا ، اگرچه ذاتا عمل جوارح است و از اين جهت كفر نيست ، امّا كشف از اعتقاد ربوبيّت مىكند و از جهت اعتقاد كفر است . « 3 »
ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ
. « 4 » مؤلف : پس رسول مصدّق به شما آيد كه از صفت او آن باشد كه به او ايمان آريد و نصرت كنيد .
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 90 . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 80 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 93 . ( 4 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 81 .