فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ
. « 1 »
مؤلف : عكرمه گفت : مراد آن است كه در يك سال دوبار بر دهد . و ديگران گفتند كه مراد آن است كه دوچندان كه ديگر زمينها دهد به عادت . و مفضّل گفت : اكل بسيارى چيزى باشد كه نافع بود آن را كه در او بود . يقال ثوب كثير الأكل ، أي كثير الغزل .
علّامه شعرانى : بسيارى نخ كه در جامه باشد ، سبب استحكام جامه است و گويند :
خوراك آن بسيار است و اگر چرم را به مازوى بسيار بپرورانند ، هم گويند : خوراك بسيار دادهاند . « 2 »
فَأَصابَها إِعْصارٌ
. « 3 »
مؤلف : آنگه به اين بوستان رسد بادى سخت كه خاك از زمين بردارد و بر طول در هوا برد مثل عمودى . قال الكميت :
تسدي الرّياح بها دبلا و تلحمه * ذا معنق من رقاق الترب موّار
في منخل جاء من هيف يمانية * بالسّافياء و في غربال أعصار
علّامه شعرانى : صفت بيابان است كه باد در آن وزيده ، تالاب و حوضى يا بركه پديد آورده است و به خاك نرم غربال شده اندوده است . دبل جدول و آب راهه و حوض است و اسداء تار كشيدن براى بافتن جامه و الحام پود دوانيدن . و اين دو كنايه از شروع در كار و اكمال آن است . و معنق زمين درشت كه در كنارههاى آن خاك نرم باشد . و هيف باد جنوب است . و سافياء باد غبارناك ، يعنى بادها در آنجا حوض سازند در زمين سخت و آن را اندوده كنند به خاك نرمى در هوا برخاسته و بيخته در پرويزنى از باد جنوب كه از يمن آيد با هواى غبارناك و در غربال گردباد .
كميت صاحب اين شعر از دوستان آل محمد عليهم السّلام است و دراغانى ( جلد پانزدهم )
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 265 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 370 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 266 .