مؤلف : عطاء خراسانى گفت : خداى تعالى وحى كرد به او كه چهار مرغ بگيرد بطىّ سبز و كلاغى سياه و كبوترى سفيد و خروسى سرخ .
علّامه شعرانى : عطاء بن يسار غير عطا خراسانى و عطاء بن ابى رباح مكّى است .
در تورات سه حيوان پستاندار ، گوساله و بره و بزغاله و دو مرغ است « 1 » و اين دليل بود كه قرآن از تورات مأخوذ نيست و اينكه حضرت رسالت تورات نخوانده بود ، چنانكه نصارى پندارند و اگر چنين بود ، اين حكايات را مطابق تورات مىفرمود و علّت نداشت پنج را به چهار و حيوان ديگر را به مرغ تبديل كند و بايد دانست يهود و نصارى اين رؤيا را به مكاشفهء انبيا تأويل مىكنند ، نظير آنكه پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله بهشت و دوزخ را در عرض ديوار مشاهده فرمود و حوض كوثر را در مسجد و جنازهء ميّتى در قبر ديد كه با حور العين معانقه مىكند و يهود گويند : تأويل اين مكاشفه براى ابراهيم عليه السّلام زيادت نسل و احياى دولت اولاد اوست از مصر تا فرات و به تفسير و حكايات آنها اعتبار نيست . تورات اغلاط بسيار دارد و ما در محلّ خود گفتهايم و يهود گمان دارند خلقت جهان براى آن است كه آنها در زمين فلسطين ساكن باشند و همه مكاشفات و اخبار انبيا را به رجوع دولت خود تأويل مىكنند . « 2 »
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ
. « 3 »
مؤلف : امير المؤمنين على عليه السّلام از خانه بيرون آمد و به نزديك عبد الرحمان عوف آمد و او را گفت : دينارى زر به قرض مرا ده ! او در خانه رفت و كيسه بيرون آورد ، صد دينار سرخ در او كرده ، و گفت : بستان و هرگز عوض مده . امير المؤمنين گفت :
لا و اللّه ! كه اين از تو نستانم و قبول نكنم . گفت : چرا ؟ گفت : براى آنكه از رسول صلّى اللّه عليه و آله
هامش
( 1 ) . تورات ، سفر تكوين ، سيرهء ابراهيم .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 352 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 261 .