راسخ دارد كه در جنگ همان به كار آيد و آن ديگران كه سست باشند ، ديگران را هم مىترسانند و تفرقه در لشكر مىاندازند كه موجب شكست آنان است و در تورات اين امتحان را به مردى ديگر - جدعون نام - از قضّات بنى اسرائيل نسبت داده و بدان اعتبار نيست . « 1 »
قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ
. « 2 »
مؤلف : گفتند : آنان كه دانستند و متّقين بودند ملاقات خداى را ، ظنّ اينجا به معنى علم است ؛ براى آنكه اين كنايت است از ايمان ، و آنچه از باب ايمان بود ، علم باشد ، ظنّ نباشد .
علّامه شعرانى : و ما در محلّ خود گفتيم : در ايمان ظنّ سود نكند . و قول بعض محدّثان را آورديم كه گويند : به ظنّ ايمان حاصل شود . و بطلان آن را ثابت كرديم . « 3 »
كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ
. « 4 »
مؤلف :
يقين بدان كه اگر در كثير خيراستى * به چپ نبودى عقد كثير و عقد كسور
عقد كثير به چپ باشد .
علّامه شعرانى : در آن عهد به انگشت حساب مىكردند و حساب عقود مىگفتند از يك تا ده هزار . آغاز به دست راست مىكردند يك و دو و سه به خنصر و چهار و پنج .
و شش به بنصر و هكذا . و چون بندهاى انگشتان دست راست به كار مىرفت ، نوبت
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 300 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 249 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 303 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 249 .