فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالًا أَوْ رُكْباناً
. « 1 »
مؤلف : و رجال جمع راجل باشد اينجا ، كصاحب و صحاب و قائم و قيام و صائم و صيام . قال اللّه تعالى « يأتوك رجالا » ، أي راجلين و قال الأخطل :
و بنو غدانة شاخص أبصارهم * يمشون تحت بطونهنّ رجالا
علّامه شعرانى : اخطل شاعر مدّاح بنى اميّه است در اصل نصرانى بود . گويند :
يزيد بن معاويه از شاعرى مسلمان خواست هجو انصار كند - از آن كينه كه به انصار داشتند و رواج اسلام را از آنها مىديدند - شاعر مسلمان ابا كرد كه اين رجوع به شرك است و كسى كه هجو مروّجان دين كند ، مشرك باشد ، اگر هجو آنها خواهى از اخطل خواه كه اصلا نصرانى است و از هجو سران دين اسلام باك ندارد و اخطل به بنى اميّه پيوست و اين بيت هجو بنى غدانه ( طائفهاى از عرب ) است ، يعنى بنى غدانه چشم به بالا دوخته و زير شكم شتران پياده راه مىروند . « 2 »
وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً
. « 3 »
مؤلف : و اگر مرد را وفات رسد و مهر مسمّى باشد ، بعد الدخول جمله مهر برسد ، بلا خلاف بين الفقها .
علّامه شعرانى : در شرايع « 4 » فرمايد : مستحقّ متعه نيست ، مگر مطلّقه كه براى او مهر معيّن نشده و دخول نكردهاند . « 5 »
مؤلف : و اگر او را وفات رسد ، اعنى مرد را قبل الدخول بها ، خلاف نيست كه او را جمله مهر برسد و عدّه نبايد داشت .
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 239 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 269 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 240 .
( 4 ) . شرائع الاسلام ، كتاب الطلاق ، ص 212 .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 260 .