تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
فرمود . و دليل دگر بر آن‌كه وتر واجب نيست آن است كه عبد اللّه عمر گفت : رسول خداى را ديدم كه وتر مىكرد بر شتر نشسته و اجماع امّت است كه نماز فريضه در حال امن بر راحله روا نباشد . علّامه شعرانى : تطويل كلام در وتر براى آن است كه ابو حنيفه آن را واجب مىشمرد . « 1 »
وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ
. « 2 » مؤلف : مجاهد گفت : قانتين أي خاشعين . و گفت : از جمله قنوت طول ركوع باشد و چشم برهم نهادن و سكون و وقار به جاى آوردن و تذلّل و خشوع و خضوع كردن خداى را جلّ جلاله و باز ننگريدن به جوانب و به دست‌بازى نكردن و حديث النفس از خود بازداشتن . علّامه شعرانى : اصل در نماز آن است كه فعل ديگر در آن نبايد كرد و چون به تكبير داخل نماز شود جز به نماز مشغول نبايد بود تا سلام دهد و بدان از نماز خارج شود و تكبير اوّل را تكبيرة الاحرام گويند كه انسان در حرمتى داخل شود و آخر آن تسليم است . نمازگزار گويد كه من حاضر نبودم و اكنون آمدم سلام عليكم و هر عمل كه شك كنيم ، نماز را باطل مىكند يا نمىكند ، اصل آن است كه نماز را باطل مىكند ، مگر به سيره و عادت و حرج و روايات خاصّه جواز فعلى را در نماز ثابت كنيم ، مانند خاريدن سر و تبسّم و هيئت اتّصالى در خاطر مردم مركوز بود و پيوسته از امام عليه السّلام مىپرسيدند : فلان عمل در نماز چگونه است و از عمل در بين وضو و غسل و امثال آن نمىپرسيدند ؛ چون در نظرشان آن هيئت متّصلهء واحدهء نماز قابل پذيرش غير نبود و اينها بود . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 267 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 238 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 368 .