ندانند ، تعبدا بدان عمل نمىكنند . جواب آنان را بايد مانند عايشه داد و حواله بر سمع كرد تا هركس قول رسول را حجّت مىداند ، بپذيرد و هركس منافق است ، نفاق او ظاهر شود . « 1 »
فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ
« 2 »
مؤلف : و أمّا إتيان النساء في إدبارهنّ ، بيشتر فقها برآنند كه حرام است و امّا المرتضى رحمه اللّه فإنّه ادّعى إجماع الطائفة ذكره في كتاب الانتصار .
علّامه شعرانى : با اينكه سيّد مرتضى رحمه اللّه اجماع نقل كرد بر جواز ، مؤلف مخالفت آن كرد و تحريم را ترجيح داد ؛ چون اجماع را سيّد به اجتهاد دانست و نقل كرد و قبول اجتهاد كسى بر ديگرى واجب نيست . « 3 »
مؤلف : اولى آن بود كه [ تحريم جماع در دبر ] را ترجيح دهد و اجتناب كند از آن .
علّامه شعرانى : در كتاب جواهر الكلام اين فتوا را از مصنّف و جماعتى ديگر از قمّيين و ابى المكارم نقل كرده است و خود اختيار كراهت نموده و اعتماد بر روايات مجوّزه كرده است . « 4 » اگر موجب ضرر و آزار و درد و مجروح شدن موضع و خون آمدن باشد ، البتّه حرام است و آنها كه جائز دانستند ، مقصودشان آن بود كه زيان و آزار نباشد و به وضوح اعتماد كردند و خداى تعالى فرمود
وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ
« 5 » بارى ، بر فرض جواز چنان نيست كه اجابت بر زن واجب بود مانند ديگر تمتّعات . و در روايت ابن ابى يعفور كه مستند جواز است ، فرمود : « لا بأس إذا رضيت » ؛ اگر راضى باشد ، باكى نيست . و زن نيز به مخالفت ناشزه نباشد ؛ چنانكه اگر مردى عادت دارد به مكيدن لب و زبان و به دندان گزيدن تا كه او خون آيد ، اطاعت بر زن واجب نيست . « 6 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 207 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 223 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 211 .
( 4 ) . جواهر الكلام ، ج 29 ، ص 103 .
( 5 ) . نساء ( 4 ) آيهء 19 .
( 6 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 213 .