تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
هامش
- اين دوره اسلام آوردند . و در فتوح نيز فرماندهى را فقط به صحابه مىدادند . لذا تمام فرماندهان اين فتوح را در عداد صحابه مىشمارند . مكتب خلفاء ، تمام صحابه را عادل مىداند ، كه هيچ راهى به جرح آنها نيست و هركس در عدالت يكى از آنها ترديد كند ، زنديق است . آنگاه بر اين اساس ، هر آنچه از اين افراد صحابى روايت شود ، به صحّت آن التزام دارند ، و دين خود را از تمام آنها فرامىگيرند . امّا در ديدگاه مكتب اهل بيت ، لفظ صحابى ، اصطلاح شرعى نيست ، و در حدّ ديگر مفردات زبان عربى اعتبار دارد . « صاحب » در زبان عربى ، به معنى ملازم و معاشر است ، و تنها در مورد كسى به كار مىرود كه ملازمتش زياد باشد . صحبت ، نسبتى بين دو نفر است . از اين رو ، كلماتى همچون « صاحب » ، جمع آن « اصحاب » و « صحابه » ، در كلام ، فقط به صورت مضاف به كار مىرود ، چنانچه در قرآن كريم وارد شده .« يا صاحِبَيِ السِّجْنِ » *و« أَصْحابُ مُوسى » .همچنين در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله ، همين تعبير با اضافه به نام پيامبر به كار مىرفت ، مانند « صاحب رسول الله » و « اصحاب رسول الله » . يا به نام ديگران اضافه مىشد ، مانند « اصحاب الصفة » . امّا پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله ، كلمهء « صحابى » بدون مضاف اليه به كار رفت ، كه مراد از آن ، اصحاب پيامبر بود . و اين كلمه ، اسم عام براى آنها بود . در نتيجه ، كلمهء « صحابى » و « صحابة » از اصطلاحات مسلمانان است ، نه اينكه اصطلاح شرعى باشد . امّا عدالت صحابه : مكتب اهل البيت ، به پيروى از قرآن كريم ، مىگويد كه در ميان صحابه ، بعضى منافق بودند ، كه از دين خارج شدند ، نسبتهاى ناروايى به رسول خدا صلى الله عليه و آله دادند ، قصد قتل پيامبر كردند ، و رسول خبر داد كه اينان در روز -