لا إِلهَ إِلَّا هُوَ :
يعنى : هيچ خذاوند و پروردگار كه شايذ كه او را پرستند و فرمان برند ، نيست الا او .
يُحيِي وَ يُمِيتُ :
حيوة در گوشت پاره در شكم ماذر ، او بخشد . بعد ازين حيات ، مرگ او فرستذ . در گور ، زنده او توانذ گردانيذ ، تا جواب منكر و نكير - يا مبشر و بشير - گويند . در قيامت ، مردگانرا او زنده كند ، تا هركس جزاى خوذ بيابد « 1 » .
و اين هر دو ، صفت خذاى - تعالى - است . محلش جرّ بود .
و جايز بوذ كه بر « جميعا » وقف كند ، آنگه « الذى » مبتدا بود و ما بعدش خبر باشذ .
فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ :
پس ايمان آوريذ بخذا ، و رسول او كه از خذا خبر مىدهد ، به آنچه بوذ و خواهذ بوذ .
الامىّ ، و گفتهاند : « امّى » نانويسنده بود . « 2 »
و اين معنى در حق رسول - صلى اللّه عليه و آله - اطلاق كردن نشايذ ، زيرا كه بارى - تعالى - در شأن وى مىفرمايذ :
« وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ » ؛
« 3 »
هامش
( 1 ) - اصل نسخه : بيابند .
( 2 ) - رازى 5 / 304 ، مجمع 4 / 749 ، تبيان 4 / 559 .
- غرض از امّى - درسناخوانده و استاد ناديده است .
( 3 ) - عنكبوت / 48 .