« أدّبنى ربّي فاحسن تأديبى » . « 1 »
و اين از « احسن تأديب » خارج است .
و علماء سنت ، در كرامت اولياى خوذ در كتب بسيار ذكر كردهاند كه از خفيات حالات ، بسيار ذكر كردهاند ، و همچنان بوذه است كه گفتهاند . و اين خوذ مشاهده كردهايم ، و استماع افتاذه كه رهبانان [ و ] قسيسان « 2 » در ديار روم و شام ، مسافرانرا از نام ايشان و احوالى كه بر ايشان گذشته باشذ يا خواهذ گذشت ، خبر دهند . و همچنين در احكام جاماس حكيم « 3 » نقل مىكنند كه او از وقايع حوادث كه در عالم واقع شذ و خواهذ شذ ، خبر داذه است .
اى سبحان اللّه ! چون از اوليا و مشركان جايز مىدارند ، بطريق اولى كه از رسول - صلى اللّه عليه و آله - روا دارند كه پيش از وصول جبرييل - عليه السلام - بتأييد ربّانى خبر يابذ ، و بر وحى كه خواهذ آورد واقف شوذ .
به ظاهر آيت ، برين معنى دلالت مىكند .
نيك بشنو . رسول - صلى اللّه عليه و آله - بطريق
« الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ »
، « 4 »
بوحي كه جبرييل به آن از حضرت عزّت منزل مىشد ، وقوف مىيافت .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار 16 / 210 ، مجمع 10 / 333 .
عن الصادق عليه السلام :
ان اللّه عز و جل ادّب نبيّه فأحسن ادبه ( بحار الانوار 17 / 4 / رقم 3 )
( 2 ) - قسّيس : مأخوذ از كشيش فارسى و در معناى آن .
( 3 ) - جاماس حكيم : جاماسب : نام پسر دانيال پيغمبر كه فيلسوف و ستارهشمار دانائى بوده كه كتاب جاماسبنامه منسوب به وى است . ( فرهنگ نفيسى ) .
( 4 ) - الرحمن / 1 - 2 .