تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
هامش
- همين حالت را بعد از معرفت امير المؤمنين - عليه السلام - بر طبق قاعده و قانون « من احبّ شيئا احبّ آثاره » يعنى « هركس چيزى را دوست داشته باشد آثار او را نيز دوست دارد » ، پيدا خواهد كرد ، چگونه مىشود فردى خدا را بشناسد ، على - عليه السلام - را هم بشناسد و هم‌آهنگى و عبوديت و اخلاص آن حضرت را نسبت به خداوند بداند و بفهمد كه وجود آن حضرت مظهرى تام و تمام از صفات جمال و جلال خدائى است ؛ امّا در عين حالى كه اظهار محبّت و ادعاى دوستى نسبت به خداوند مىكند ، امير المؤمنين - عليه السلام - را دوست نداشته باشد . چنين چيزى ممكن نخواهد بود ، به ناچار آن حضرت را دوست خواهد داشت . وقتى رابطه دوستى برقرار شد مخالفت و عصيان خداوند در مورد گناهان كبيره و معاصى بزرگ و حتى در مواردى ، گناه صغيره هم از او سر نخواهد زد . بر فرض كه سيئه‌اى و كار زشتى از او سر بزند ؛ آن محبّتى كه نسبت به امير المؤمنين - عليه السلام - دارد ، عاملى بازدارنده از تأثير آن سيئه مىشود و اين يكى از مراحل الطاف الهيّه است كه فرموده است :« إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ »« اگر از گناهان كبيره اجتناب كنيد سيئات شما را خواهيم پوشانيد » بر اين اساس وقتى محبت على - عليه السلام - كه از همان محبت خدا سرچشمه مىگيرد ، جلو گناهان كبيره را گرفت و بنده‌اى كه دوست على بن ابيطالب - عليه السلام - و محبّ خدا و رسول - صلى الله عليه و آله - است از گناهان كبيره خوددارى كرد ، بر فرض سيئه‌اى از او سر بزند ، اين سيئه را خداوند به حساب او نمىآورد . و اگر گناهان كبيره‌اى بخواهد از او سر بزند ، خود گناهان كبيره ، دليل بر آنست كه وى دوست‌دار على نبوده و در اين ادعاى دوستى صادق نبوده است . همين مطلب ، در مورد بغض و كينه نسبت به آنحضرت صادق است . زيرا چگونه -