على المنبر . فقال : من انا ؟ قالوا « 1 » : انت رسول اللّه . قال :
« انا محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب . ان اللّه خلق الخلق ، فجعلنى فى خيرهم . ثم جعلهم فرقتين ، فجعلنى فى خيرهم فرقة . ثم جعلهم قبايل ، فجعلنى من خيرهم قبيلة . ثم جعلهم بيوتا ، فجعلنى فى خيرهم بيتا . فانا خيرهم نفسا و خيرهم بيتا » . « 2 »
سبب ورود اين حديث ، آن بوذ كه عباس - رضى اللّه عنه - در گذرى بوذ ، و جمعى از صحابه در امير المؤمنين على [ عليه السلام ] سخنى بطريق ايذا مىگفتند . آخر به اين انجاميذ كه : محمد از ما بزرگتر است ، كه پيغمبر است . و على را نيز تقرير خيريت مىكند ، ما به اين تن درنخواهيم داذ ، و او را از خوذ بهتر ندانيم . عباس ، اين حكايت بسمع رسول رسانيذ .
رسول - صلى اللّه عليه و آله - بر منبر رفت و گفت : اى قوم ! من كيستم ؟
گفتند : تو رسول خذاييى .
گفت : من محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلبام . بدانيذ كه خذاى - عزّ و جلّ - خلق را بيافريذ ، مرا در بهترين ايشان نهاد . پس خلق را دو گروه گردانيذ ، مرا در بهترين فرقت نهاذ . پس ايشانرا قبيلها گردانيذ ، و مرا در بهترين قبيله نهاذ . پس ايشانرا خانها ساخت ، و مرا از بهترين خانها كرد . من بهترين نفسها و بهترين خانهاام . « 3 »
و ازين حديث روشن شذ كه بنى هاشم بهترين خلقاند . پس بعد از رسول ، امير المؤمنين على - عليه السلام - بهترين خلق بوذ . قوله :
هامش
( 1 ) - مصدر : فقالوا .
( 2 ) - اصل نسخه : خيرهم نبيا .
( 3 ) - مصابيح السنة 2 / 232 .