من مصطفى را صلوات الله عليه ( و آله ) به خواب ديدم در نيشابور كه مرا گفتى :
من قال فى ما لا يدرى لا ادرى فهو اعلم الناس .
و بعد از آن توضيح مىدهد كه :
در اين سرّى عظيم است ، كه هر ضلالت كه در جهان سايه افكنده است از آن است كه ، جاهل به جهل خويش اعتراف نياورده است و به نادانى در دين سخن گفته است .
نتيجه آنكه :
راه هدايت ، تنها يك راه است و ما بقى راهها سرگردانى و گمراهى .
آنكه رو سوى آن آورد ، به هدايت الهى هدايت يافت و آنكه توجه به آن نكرد و از آن اعراض نمود ، جز سرگردانى و ضلالت و توقف در ظلمات نتيجهاى عايد او نمىشود ، و خداوند هم او را گمراه مىسازد .
در اين جا ، براى نشان دادن انواع راهها و شناخت راه صحيح از غلط روايت ابو ذر را متذكر مىشويم :
ايشان مىفرمايند : وقتى آيهء
« يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ »
نازل شد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
در روز قيامت امّتم با پنج پرچم بر من وارد مىشوند :
1 . پرچمى با گوسالهء اين امت . از آنها سؤال مىكنم : بعد از من ، با ثقلين چه كرديد ؟
مىگويند : اما ( ثقل ) بزرگتر ، پس آن را تحريف كرديم و در پشت سرمان رهايش كرديم . و اما ( ثقل ) كوچكتر ، پس با آن دشمنى كرديم و نسبت به آن بغض ورزيديم و ظلم كرديم .
پس در آن حال ، من ( به آنها ) مىگويم :