تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
و عرب ، كسى را كه باز پس گردذ ، گويذ : « قد رجع القهقرى » ؛ يعنى : پيش باز رفت .
كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ :
چنانك كسى كه ديوان او را بر طلب آرزوى نفس داشته باشذ . و « استهوا » بر وزن استفعل است ، از هوى يهوى هويا . « 1 » و گفته‌اند : از هوى يهوي هوى . « 2 »
حَيْرانَ ؛
يعنى : متحير باشذ در ظلمت شب ، در بيابانى فراخ .
لَهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا :
او را ياران باشند كه او را گويند نزد ما آي . و معنى آيت آنست كه : مثل كافر ، چون مثل مرديست كه شيطان او را در عقبهء سخت در شب تاريك گم‌راه گرداند ، و او را ياران و دوستان باشند . او را ندا كنند و گويند : ما بر راهيم ، هنجار او ، از ما نزد ما آي . او خوذ را از رفتن نزد ايشان ممنوع دارذ . ابن عباس گويذ : مراد از « اصحاب » ، آنانند كه او را بضلالت دعوت كنند . و گمان ايشان آن بوذ آنچه او را به آن دعوت مىكنند ، راه راست است . و آن عين ضلالت بوذ . « 3 » چنانك بعد از رسول - صلى الله عليه و آله - كردند ، از
هامش
( 1 ) - قول قتيبى در : لسان العرب : « هوى » ( ج 15 / 169 ) . ( 2 ) - قول زجاج در : لسان العرب : « هوى » ( ج 15 / 169 ) . ( 3 ) - تفسير طبرى 11 / 453 رقم 13429 نقله الفخر بلفظ القيل و بعّده ( ج 13 / 32 ) .