كس را رها نكرد . و مثل آن بر راه است آن كسانرا كه در كفر و فساد راه ايشان سپرذ .
و حسن گويذ :
« سِيرُوا فِي الْأَرْضِ »
؛ يعنى : قران بخوانيذ ، تا شما را از خواندن آن محقق شوذ كه حال ايشان كه تكذيب حق كردند و بايشان استهزا نموذند ، چگونه بوذه است .
و در اوّل
« انْظُرُوا » ،
« ثُمَّ »
ذكر فرموذ زيرا كه بسير بعد از سير مأمور بوذند ، و آن در زمانى بعيد واقع شوذ . و اگر « فانظروا » فرموذى ، موجب يك سير بوذي كه نظر معاقب آن شذى . « 1 »
و « سير » ، نقل كردن بوذ از موضعى بموضعى دور . و آن را « طلب ابعاد » گويند .
و « انظر » ، طلب دريافتن چيزي بوذ از جهت بصر يا فكر .
هامش
( 1 ) - تفسير فخر 12 / 164 .