و گفتهاند : « كلاله » را از آن جهت كلاله گويند كه از جميع جوانب پيرامن ميت درآمذهاند ، به طرف قرابت . « 1 » و صحيح اوّل است .
إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ :
اگر مردى وفات يابذ ،
لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ :
و او را فرزند و پدر نباشد ، و او را خواهرى ماذر پذري يا پذري بوذ ، و خواهران را يكى نيمه ميراث رسذ ، و اين ميت براذر باشذ .
وَ هُوَ يَرِثُها ؛
يعنى : اگر خواهر بميرذ و چيزيرا در وارث ندارد ، ميراث به كلى براذر را بوذ ،
إِنْ لَمْ يَكُنْ لَها وَلَدٌ :
اگر او را فرزند نبوذ و پذر نبود . و خواهر ، با وجود دختر يك نيمه ميراث است ، بتعصيب ببرذ .
و اين نه آن نيمه است كه در آيت مذكورست ، بلكه مابقى است ، بدليل مسئلهء كه دختر باشند .
فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ ؛
يعنى : اگر دو دختر باشند ،
هامش
( 1 ) - شيخ فخر الدين طريحى ، اين بيان را بعنوان « قيل » مطرح كرده است .
( مجمع البحرين 5 / 464 : « كلل » )
همچنين بنگريد : بيضاوى 1 / 208 ، تبيان 3 / 135 . اين قول را آوردهاند .